شفرونی برایم تجربه‌ای متفاوت بود

خرید بک لینک
گفت‌وگو با امیرمحمد متقیان پس از حضور در شفرونی

شفرونی برایم تجربه‌ای متفاوت بود

«تلاش می‌کنم در قالبی تازه برای بزرگسالان محتوایی باکیفیت بسازم»

حضور «امیرمحمد متقیان» در رئالیتی‌شوی «شفرونی» برای بسیاری از مخاطبان خاطره‌انگیز بود؛ چهره‌ای که سال‌ها در کنار عموپورنگ با نسل کودکان و نوجوانان دهه ۸۰ خاطره ساخته بود، این بار در قالب «مهمان مخفی» در رئالیتی‌شوی «شفرونی» تجربه‌ای تازه را پشت سر گذاشت. امیرمحمد اکنون وارد مرحله‌ تازه‌ای از مسیرش شده؛ مسیری که در آن نه‌ تنها بازیگر و مجری، بلکه خالق و تولیدکننده محتوا است. او باور دارد نسل جدید را باید شناخت، نه سرزنش کرد؛ و این شناخت تنها از مسیر عشق، دوستی و گفت‌وگو ممکن است. با او درباره این تجربه و نگاهش به رئالیتی‌شوها و حضور در «شفرونی» هم‌کلام شدیم.

شفرونی؛ معرفی و اطلاعات برنامه آشپزی شاد

  • چه انگیزه‌ای باعث شد در رئالیتی‌شوی «شفرونی» شرکت کنید؟

امیرمحمد متقیان، مهمان مخفی شفرونی: در بین رئالیتی‌شوهای شبکه نمایش خانگی، «شفرونی» از نظر کیفیت برایم متفاوت بود. وقتی نیما شعبان‌نژاد ـ که دوستی دیرینه‌ای با هم داریم ـ مرا دعوت کرد، تصمیم گرفتم در این پروژه حضور پیدا کنم؛ هم به خاطر فضای متفاوت برنامه و هم همکاری با عواملی حرفه‌ای که شناخت خوبی از کارشان دارند.

  • نقش «مهمان مخفی» را چگونه تجربه کردید؟ چه حسی داشتید وقتی از پشت صحنه شاهد ماجراها بودید؟

تا به حال چنین تجربه‌ای نداشتم؛ واقعاً طرح جالبی بود. نیما به من گفت قرار است هیچ‌کس نتواند حدس بزند مهمان مخفی کیست، و همین‌طور هم شد. از بالا رفتار شرکت‌کنندگان را می‌دیدم و برایم خیلی جالب بود. «شفرونی» برایم تجربه‌ای تازه و جذاب بود، چون پیش‌تر در هیچ رئالیتی‌شویی شرکت نکرده بودم و از حضور در این موقعیت جدید لذت بردم.

  • همکاری‌تان با عوامل پشت‌صحنه و دوقلوهای «پایتخت» چطور بود؟

همه‌چیز در فضایی حرفه‌ای و صمیمی پیش رفت. تعامل خوبی با گروه داشتیم و هیچ چالشی در روند ضبط پیش نیامد. عوامل برنامه می‌گفتند من یکی از مهمانان خوش‌انرژی «شفرونی» بودم و این بازخورد برایم خوشایند بود.

  • واکنش دوقلوهای «پایتخت» وقتی شما را دیدند چه بود؟

خیلی جالب بود! من سال‌هاست در قاب تلویزیون کار می‌کنم و بچه‌ها خاطرات زیادی از من دارند. آن لحظه‌ای که مرا دیدند، حس خوشحالی و هیجان‌شان کاملاً منتقل شد؛ حس زنده‌ای بود که خودم هم از آن انرژی گرفتم.

  • از مهارت آشپزی‌تان بگویید. خودتان را آشپز خوبی می‌دانید؟

بله، در حد قابل قبولی خوبم! باور دارم بسیاری از آشپزهای حرفه‌ای مرد هستند. از نظر من اصل کار، عشق دادن به غذاست؛ هرچه عشق بیشتری بدهی، طعم لذیذتری دریافت می‌کنی.

  • چرا غذای برادران حبشی (مصطفی و مجتبی) را انتخاب کردید؟

غذایشان هم خوش‌طعم‌تر بود و هم با دقت و عشق بیشتری پخته شده بود. از بالا که مسیر پخت را نگاه می‌کردم، جدیت‌شان را می‌دیدم. برادران حبشی از هر انگشت‌شان هنر می‌ریزد!

امیرمحمد متقیان، مهمان مخفی شفرونی: چیزی که برایم جالب بود، واکنش تماشاگران بود. خسته شده بودند اما وقتی وارد صحنه شدم، لبخندشان به‌نوعی یادآور دوران کودکی‌شان بود. آن لحظه برایم بسیار لذت‌بخش و ماندگار شد، چون حس کردم با حضور کوتاه توانستم شادی را به جمع برگردانم

  • اتفاق خاص یا صحنه جذابی در طول ضبط برایتان پیش آمد؟

ضبط برنامه حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت طول کشید. چیزی که برایم جالب بود، واکنش تماشاگران بود. خسته شده بودند اما وقتی وارد صحنه شدم، لبخندشان به‌نوعی یادآور دوران کودکی‌شان بود. آن لحظه برایم بسیار لذت‌بخش و ماندگار شد، چون حس کردم با حضور کوتاه توانستم شادی را به جمع برگردانم.

  • به‌عنوان کسی که سال‌ها در تلویزیون بوده، شبکه نمایش خانگی را چطور می‌بینید؟

به نظرم یکی از اتفاقات مثبت این سال‌ها همین رشد رئالیتی‌شوها در شبکه نمایش خانگی است. البته تعداد زیاد همیشه به معنی کیفیت نیست؛ برای من کیفیت حرف اول را می‌زند. اگر بتوانی محتوای درست و جذاب ارائه بدهی، مخاطب با تو همراه می‌شود. تلویزیون به‌دلیل محدودیت‌هایی که دارد، نمی‌تواند به همه ایده‌ها بپردازد، ولی در شبکه خانگی فضا آزادتر است.

  • تجربه «شفرونی» در کارنامه حرفه‌ای شما چه جایگاهی دارد؟

رئالیتی‌شوها بیش از هر قالبی «خود واقعی» آدم‌ها را نشان می‌دهند. دوربین دروغ نمی‌گوید و مخاطب انرژی واقعی را خیلی خوب دریافت می‌کند. حضور در «شفرونی» برایم تجربه‌ای مثبت بود، چون مردم توانستند بخش دیگری از شخصیت من را ببینند. امیدوارم در کارهای جدیدم ـ چه در عرصه کارگردانی و چه تولید محتوا ـ بتوانم همین تنوع و صداقت را ادامه دهم.

  • مردم هنوز شما را همان امیرمحمدِ شوخ و بامزه کنار عموپورنگ می‌دانند. با این تصویر نوستالژیک چه نسبتی دارید؟

نمی‌شود از آن فرار کرد و واقعاً هم نمی‌خواهم. بیش از بیست سال در کنار عموپورنگ بودم و میلیون‌ها کودک آن دوران با ما بزرگ شدند. حالا همان بچه‌ها خودشان پدر و مادر شده‌اند و هنوز با محبت از آن روزها یاد می‌کنند. زیبایی‌اش همین است که ما با هم رشد کردیم. امروز تلاش می‌کنم در قالبی تازه برای همان نسل ـ اما این بار به‌عنوان بزرگسالان ـ محتوایی باکیفیت بسازم. اگر بتوانم همراهی‌شان را حفظ کنم، مسیر کاری‌ام همچنان ادامه خواهد داشت.

نظرتان را بنویسید
لغو پاسخ
آهنگ و عکس...

ما را در سایت آهنگ و عکس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 32 تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 5:03

صفحه بندی