گفتوگو با شرکتکننده رئالیتیشوی شفرونی
محیا دهقانی: از قبل میدانستم
آشپز خوبی نیستم! مریم ضیغمیمحمدی بهروزرسانی: ۱۷ آذر ۱۴۰۴
![گفتوگو با محیا دهقانی شرکتکننده رئالیتیشوی شفرونی]()
محیا دهقانی بازیگری است خودمانی و پرانرژی؛ هنرجوی داریوش ارجمند و فارغالتحصیل رشته ادبیات نمایشی. او هم در سینما و هم در تلویزیون گزیدهکار بوده و همین باعث شده نقشهایش در ذهن مخاطبان بماند؛ از سریالهای «پایتخت ۴»، «نجلا»، «همسایه» و «مستوران» گرفته تا فیلمهای «شیار ۱۴۳»، «ماجرای نیمروز» و «لیلاج» که برای همین فیلم جایزه بینالمللی دریافت کرد. دهقانی در شبکه نمایش خانگی نیز فعالیت داشته و بهتازگی در رئالیتیشوی «شفرونی» شرکت کرده است. گفتوگوی پیشرو درباره همین تجربه است. شفرونی؛ معرفی و اطلاعات برنامه آشپزی شاد خانم دهقانی، با توجه به اینکه همیشه گزیدهکار بودهاید، با چه شناختی وارد رئالیتیشوی «شفرونی» شدید؟ محیا دهقانی، بازیگر: نیما شعباننژاد از دوستان قدیمی من است و قبلاً هم با او تجربه همکاری داشتم؛ بنابراین نخستین اولویتم بود. من «شفرونی» را پیش از حضور در آن ندیده بودم و فقط توضیحاتی درباره ساختار برنامه به من دادند. همچنین شنیده بودم که مردم از این رئالیتی شو استقبال خوبی کردهاند. دوست داشتم در چنین فضای پرانرژی و مثبتی حضور داشته باشم. قسمتی که در آن شرکت کردید «شب افغانستان» نام داشت. از بدهبستانهای شما با هلیا امامی و نیما شعباننژاد بگویید. قبلاً با نیما یک فیلم سینمایی کار کرده بودم و همین شناخت قبلی باعث شد تعاملها خیلی خوب پیش برود. برای من شبی بسیار بهیادماندنی بود. از ابتدا تصورم این بود که باید حس شادی و انرژی مثبت را به مخاطب منتقل کنم. نیما و هلیا هر دو انرژی خوبی داشتند و همهچیز دست به دست هم داد تا حالوهوای فان و دوستداشتنی آن شب شکل بگیرد. اتفاقات و ارتباطهایی که در برنامه دیدیم بداهه بود یا بر اساس سناریو پیش میرفتید؟ سناریو نداشتیم؛ فقط توضیح مختصری از موضوع برنامه ارائه شد تا بر اساس آن پیش برویم. البته دقیقاً طبق همان توضیحات جلو نرفتیم و بیشتر اتفاقهایی بود که در لحظه میافتاد. آشپزیتان مثل بازیگریتان خوب است؟ متأسفانه خیر! (میخندد) اصلاً آشپز خوبی نیستم و مشکل اینجاست که در خانه هم کار زیادی انجام نمیدهم. مادرم آشپزی میکند.
![هلیا امامی و محیا دهقانی در برنامه شفرونی]()
پیش از حضور در برنامه «قابلیپلو» پخته بودید یا خورده بودید؟ قابلیپلو را یاد گرفته بودم و آنجا هم کمکم کردند و راه افتادم. این غذا را قبلاً خورده بودم و بسیار خوشمزه و لذیذ است. پخت غذا در استخر توپ برایتان چالش نداشت؟ خیلی زیاد! من از یک جایی آشپزی را رها کردم میخندد و به خودم گفتم: «ولش کن و خوش بگذرون!» یکجا وسایلم پرت شد و زمین ریخت؛ دوباره برداشتم، شستم و ادامه دادم. حتی تخته گوشتم میان توپها گم شد! برای اولین بار بود که در چنین شرایطی آشپزی میکردم. محیا دهقانی: «شفرونی» علاوه بر جنبه سرگرمی، آموزش آشپزی هم دارد و به نظر من همین ترکیب آن را جذاب کرده است. مخاطب غذای جدید یاد میگیرد و در کنار آن یک مسابقه سرگرمکننده میبیند در «شفرونی» خیلی راحت، خونگرم و خودمانی بودید. آیا ساختار برنامه چنین میطلبید که خود واقعیتان باشید؟ دقیقاً همینطور است. ترجیح من این بود که خودم باشم، اما بههرحال دوربینی آنجاست که مثل یک دیوار میان ما و مخاطب است. تلاش کردم خود واقعیام بمانم تا اتفاقها طبیعیتر رخ دهد و گارد خاصی نگیرم. در برنامههایی مثل «شبهای مافیا»، «ارتش سری»، «ناتو»، «ضد» و «تیانتی» هم شرکت کردهاید. «شفرونی» چه تفاوتی با آنها داشت؟ آن برنامهها جنبه مسابقهای داشتند و رقابت میان شرکتکنندگان جدیتر بود. اما «شفرونی» رقابتی نبود؛ فضایی دوستانه و سرگرمکننده داشت. بخشی از آن سرگرمی و بخش دیگر خوشحال کردن مخاطب بود و البته آشپزی. «شفرونی» چه ویژگیهایی برای جذب مخاطب دارد؟ «شفرونی» علاوه بر جنبه سرگرمی، آموزش آشپزی هم دارد و به نظر من همین ترکیب آن را جذاب کرده است. مخاطب غذای جدید یاد میگیرد و در کنار آن یک مسابقه سرگرمکننده میبیند. بازخورد حضورتان در «شفرونی» چگونه بود؟ بسیار عالی. مردم خیلی دوست داشتند و بیشتر از «راحتی»ام در برنامه گفتند. اینکه چقدر خودم بودم و انرژی مثبتم را انتقال دادم. شما هم در تلویزیون و هم در شبکه نمایش خانگی کار کردهاید. این دو رسانه چه تفاوتی برای شما دارند؟ از نظر من، بازی در شبکه خانگی، سینما یا تلویزیون تفاوتی ندارد. من بازیگرم و کارم را انجام میدهم. چه در گونی باشم، چه بیرون از گونی؛ فرقی نمیکند. برای من کاراکتر، سناریو، تیم و خروجی اهمیت دارد. البته کار در پلتفرمها برای بازیگر زن از نظر ممیزیها سادهتر است… بله همینطور است. در شبکه خانگی از نظر بازی، کلام و ظاهر، شرایط متفاوت است. اما برای منِ بازیگر، از نظر درونی تفاوت نمیکند و انرژی یکسانی میگذارم. در تلویزیون همیشه تجربه خوبی داشتم و دستمزدم هم بهموقع پرداخت شده. اما نوع فیلمنامهها در تلویزیون محدودیتهایی ایجاد میکند؛ چه از نظر پوشش و چه از نظر آزادی عمل. امیدوارم این روند تغییر کند تا کارها بهتر دیده شوند.
![محیا دهقانی در برنامه شفرونی]()
ادبیات نمایشی خواندهاید و شاگرد داریوش ارجمند بودهاید. تحصیلات آکادمیک در کنار کلاسهای بازیگری چه کمکی به شما کرده است؟ از نظر من یکی شارژ است و آن یکی پاور! کلاسهای بازیگری بهتنهایی کافی نیست. تحصیل آکادمیک ساختاری درستتر و اصولیتر به دانشجو میدهد و مسیرش را منطقیتر میکند. در کل، هم تئوری لازم است و هم آموزش عملی. ترکیب این دو خروجی درست میدهد. در غیر این صورت، فقط یک جنبه تقویت میشود؛ در حالی که امروز سرعت تولیدات بالا رفته و نگاهها تغییر کرده است. دلیل دیدهشدن و شهرت شما در «پایتخت ۴» چه بود؟ چرا در فصلهای بعدی حضور نداشتید؟ زمانی که نقش «سوسن» پیشنهاد شد، زندهیاد خشایار الوند حضور داشت و خط داستانی بسیار خوبی نوشته شده بود. آقای تنابنده هم در این زمینه استاد است و قصه بسیار متفاوت پیش میرفت. کاراکتر سوسن بهتدریج شکل گرفت؛ با ایدههایی از خود من، آقای مقدم، مرحوم الوند و آقای تنابنده. اما در فصلهای بعدی شرایط همکاری برایم فراهم نشد و اساساً داستان به آن کاراکتر مرتبط نبود، چون نقش پررنگی بود. از میان نقشهایی که در تلویزیون بازی کردهاید، کدام برایتان ماندگارتر بودهاند؟ همه نقشها برایم ماندگار هستند. من عاشقانه کارم را دوست دارم و همه نقشها را با عشق بازی کردهام؛ مثل بچههایم هستند و تفاوتی برایم ندارند. از «شیار ۱۴۳» و نقش «مریم دختر یونس»، تا «ماجرای نیمروز» و نقش سهیلا، تا «لیلاج» که جایزه گرفتم؛ تمامشان را دوست دارم. در آن مقطع رسانهها به قدر امروز فعال نبودند و کارها چندان دیده نمیشد، اما همهشان برایم ارزشمندند. از سال ۸۹ تا امروز، بازیگری برای شما جنبه مالی داشته یا علاقه و شهرت؟ همچنان علاقه اولویت من است. بخش مالی همیشه هست و با تجربه بیشتر افزایش پیدا میکند؛ اما کیفیت نقش و کوالیتی کاراولویت اصلی من است. در پایان، اگر خاطرهای از حضور در رئالیتیشوی «شفرونی» دارید، بفرمایید. معتقدم بازیگر، حتی جدا از رسالت هنریاش، یک وظیفه کوچک هم دارد: اینکه لبخندی بر لب مخاطب بیاورد. اگر بتوانم در رئالیتیشوهایی مثل «شفرونی» چند دقیقه حال خوب به مخاطب هدیه کنم، برایم بسیار ارزشمند است. لزومی ندارد همیشه نقشهای جدی بازی کنم؛ گاهی همین لحظات شاد، رسالت واقعی ماست.
![دانلود و تماشای برنامه شفرونی]()
آهنگ و عکس...
ما را در سایت آهنگ و عکس دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: خنجی
بازدید: 27
تاريخ: سه
شنبه
18 آذر
1404 ساعت: 13:42